پروازی که بهتر از انتظارم بود.

 

 

 

 

 

 

 

بسم رب الزهرا

عمری نسبتا طولانی دارد . فرودگاه شهرمان شاهرود را می گویم.

خدا بیامرزدش! پدر بزرگم را می گویم آخرین بارکه برای دیدن ما به شاهرود آمد با هواپیما آمد. چقدر از پرواز راضی بود.

خدا حفظش کند! عمویم را می گویم . هفتاد ساله مردیست دنیا دیده ده دوازده سال پیش که از تهران با پرواز یاک 40 آمده بود شاهرود خیلی راضی بود! می گفت یکی از قشنگ ترین مسیرها را داشته و خیلی لذت برده بود.

خدا بیامرزدش!! یاک 40 را می گویم!! خاطرتان هست؟ تاوقتی بود پرواز ها دایر بود.

و اما از آن روز ها سالها می گذرد. و من همیشه پیگیر خبر های فرودگاه بوده ام. دوستی هم دارم که همکلاسی دوران دبیرستانم بوده و هروفت او را می بینم درمورد فرودگاه و پرواز ها از او می پرسم، کارمند فرودگاه است.

در طول این ده سال اخیرهمیشه فرودگاه و راه اندازی آن یکی از آرزوهای من در زمینه ی پیشرفت شاهرود بوده ولی بارها پس از مجدد بازگشایی های مجدد به دلایل متعدد فرودگاه بسته می شد و همواره من جوانی بودم ناکام.

اما این بار که مجددا زمزمه ی بازگشایی مجدد فرودگاه را شنیدم از چند روز قبل خیز برداشته بودم برای تهیه بلیط و پرواز با هواپیمای مسافر بری شاهرود تهران و بالعکس بلیط  دوسره هم گرفتم تا مبادا لذت شنیدن این صدا که " مسافرین پرواز شماره فلان به مقصد شاهرود از گیت فلان اقدام نمایند" را از دست بدهم .

صبح یک ساعت قبل از پرواز توی فرودگاه بودم و هنوزکارمندان فرودگاه نیامده بودند. بارها شده بود تا پای پرواز رفته بودم ولی هر بار به دلابلی لغو شده بود.

استقبال بد نبود با سلام و صلوات وارد هواپیما شدم تقریبا نیمی از صندلی ها پر بود ولی باز هم استرس امانم نمی داد. با خودم گفتم تا تیکاف نکرده رفته حساب نمی کنم.

هواپیما به خوبی تیکاف کرد و ارتفاع گرفت داشتم برای اولین بار مسیر شاهرود تهران را که بارها بر طی الارض کرده  بودم اینبار بر فراز ابرها طی السماء می کردم.

پرواز بعد از تقریبا 40 دقیه به بهترین نحو بر زمین نشست. ومن اگر دستم به لپ خلبان یا بال هواپیما می رسید هرکدام را دوبار می بوسیدم.

تصور اینکه بی درد  سر و با این سرعت بدون گیرکردن در ترافیک های وحشتناک شریف آباد تهران و اتوبان های مملو از ماشین افسریه و بعثت به غرب تهران رسیده باشی این حس را درونم ایجاد کرده بود که الان بباید جایی یا کسی را ماچ کنم.

یکسرات به دیدن مادربزرگم رفتم و اینبار نه خسته و درمانده بلکه سرحال و سرزنده! کلی کیف کردیم و من اندر فواید سفر با طیاره برایش مثنوی ها سرودم.

برگشت از تهران هم ساعتی زودتر از ساعت مرقوم در بلیط روانه ی فرودگاه شدم . در فرودگاه مهر آباد بلاخره آن نوای روح افزا طنین انداز شد . مسافرین محترم پرواز شماره ...

به مقصد شاهرود ...

پرواز برگشت هم با همان کیفیت رفت بود اما تعداد کم مسافرانش نگرانم کرد.

اما من بلاخره یک سفرم را رفته بودم و دینم را نسبت به باز ماندن فرودگاه شاهرود اداکرده بودم.

از روزی که برگشتم هر صبح و غروب با شنیدن صدای هواپیما که از بالای سر شهرمان عبور می کند. مثل دوران کودکی ام که با دیدن شهاب سنگ ها در آسمان شب تندی آرزو می کردم. با خوشحالی به خودم می گویم .

خدا رو شکر هنوز تعطیل نشده...

/ 7 نظر / 32 بازدید
مدیر سایت نوبت شما

سلام، با تشکر از شما "پروازی که بهتر از انتظارم بود" با آدرس:http://www.nobateshoma.ir/?p=24831 در سایت جامع وبلاگ نویسان استان سمنان انتشار یافت. چشم به راه مطالب خوب شما هستیم. هدیه سایت نوبت شما: امام رضا علیه السّلام فرمود: به خداوند خوش بين باش، زيرا هر كه به خدا خوشبين باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، یا علی

حاجی

خدا قوت برادر بسیجی

حامد

بسیار مفید بود تشکر

حاج حامد

احسنت خیلی جالب بود

Ali

سلام اگر به وبتون سر می زنید و اگر نظر من را مخوانید ، ازتون خواهش می کنم حداقل یک مطلب هم که شده برای دل خوشی ما بذارید ممنون[چشمک]